‏نمایش پست‌ها با برچسب روش تدریس. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب روش تدریس. نمایش همه پست‌ها

دوشنبه، اردیبهشت ۰۷، ۱۳۸۸

فعاليت هاي مكمل و فوق برنامه د ر كلاس درس



يكي‌ازوظايف‌اصلي‌نظام‌تعليم‌وتربيت‌درهرجامعه،‌فراهم كرد‌ن‌زمينه‌وفرصت‌هاي‌مناسب‌يادگيري‌به‌منظور‌رشدو شكوفايي‌استعدادهاي‌گوناگون‌ومتنوع دانش آموزان ‌است.اين امر در دوره‌ي ابتدايي‌،باعنايت به‌ويژگي‌هاي دانش‌آموزان‌اين دوره كه در سنين شكل گيري شخصيت مي باشند از اهميت مضاعفي برخوردار‌است كه نيازمند برنامه‌ريزي واتخاذ تدابير مناسب آموزشي و پرورشي براي ايجاد بنيادهاي اساسي رشد همه‌جانبه در ابعاد جسمي ،‌شناختي‌، اجتماعي ، عاطفي و... مي باشد.

علاوه بر نياز‌هاي متنوع دانش‌آموزان ، نياز هاي بر خواسته از شرايط خاص فرهنگي – اجتماعي در ابعاد ملي و محلي و هم چنين اقتضائات بين المللي ، نظام‌هاي آموزشي را با چالش جدي رو‌به رو نموده است .هر كشور بنا بر ديدگاه‌ها و رويكرد‌هاي حاكم بر نظام برنامه‌ريزي درسي و آموزشي به شيوه‌اي متفاوت به دنبال تدابير مناسب براي مواجه با چالش‌هاي فوق مي‌باشد.

فعاليت هاي مكمل(كمك برنامه) :

به آن دسته از فعاليت هاي دانش‌آموزان‌كه نيازمند حدّي ازنظارت‌مدرسه‌ومتفاوت‌ازآموزش‌كلاسي‌است‌ اطلاق مي‌گردد.در عين‌حال بخش مهمي از حيات تربيتي مدرسه مانند ورزش ،گروه هاي دانش‌آموزي ،روزنامه‌ي ‌مدرسه و...را تشكيل ميدهد.

فعاليت فوق برنامه:

فعاليتي است به منظور حفظ انگيزه و ايجاد چالش در يادگيرنده به منظور تجربه در فضاي آزاد ودر عين حال مرتبط با موضوعات درسي طراحي مي شود. دامنه‌اي كه براي فعاليت هاي فوق برنامه در نظر گرفته مي شود از مدرسه تا فضاهاي بيرون مدرسه است. فعاليت هاي فوق برنامه را الزاماً معلم طراحي نمي كند اما معلم مي تواند به عنوان عامل اصلي و محوري در طراحي فعاليت هاي فوق برنامه درسي نقش داشته باشد.

اهداف تهيه‌ي فعاليت هاي مكمل وفوق برنامه:

* دروني سازي و تعميق يادگيري وكاربرد آن در زندگي واقعي روزمره .

* غني سازي برنامه‌ي‌درسي با تاكيد براهداف محلي، منطقه‌اي وجهاني.

* بهسازي وروزآمدكردن فرايندياددهي – يادگيري.

* بستر سازي جهت توجه به تفاوت هاي فردي دانش‌آموزان و پرورش استعدادهاي خاص آنان.

* ايجاد زمينه به منظور توسعه‌ي مهارت‌هاي زندگي.

آن چه كه اكنون در مدارس به عنوان فعاليت هاي مكمل وفوق برنامه نام برده مي‌شود همان‌برنامه‌هايي

هستند كه به مسايل آموزشي متصل مي شوند ، اگربرنامه‌ي‌درسي كشور از هر لحاظ كامل باشد يعني‌همه‌ي ابعاد يادگيري را تحت پوشش قرار دهد ديگر نياز ي به فعاليت هاي‌مكمل نيست ولي در كشور ما چون برنامه‌ي درسي متمركز تدوين مي شود و از اهداف منطقه‌اي خبري نيست آموزش‌وپرورش در عمل بي‌نياز از اين فعاليت‌ها نيست .

هدف اساسي همه‌ي فعاليت هاي مكمل وفوق ‌برنامه در مدرسه اين است كه انگيزه‌هاو محرك هاي لازم براي ادامه‌ي رشد و‌تكامل طبيعي وسالم دانش‌آموزان فراهم شود و‌امكان كسب دانش و مهارت‌هاي ضروري وارزش‌هاي مطلوب براي بهره‌مندي از زندگي سالم اجتماعي مهيا گردد.

اصول طراحي فعاليت‌هاي مكمل وفوق‌برنامه:

- طراحي اين گونه فعاليت‌ها براي دانش‌آموزان لذّت بخش‌باشد.

- در طراحي اين گونه فعاليت ها از روش‌هاي فعال ياددهي- يادگيري كه دانش‌آموزان دوست دارند استفاده گردد.

- نقش تعاملي معلم – دانش‌آموز نيز در طراحي اين گونه فعاليت‌ها بايد مورد توجه قرار‌گيرد.

- در طراحي اين گونه فعاليت‌ها ، توجه به مسايل واقعي زندگي (محلي ، منطقه‌اي وجهاني) مدنظر‌است.

- در‌طراحي اين‌گونه فعاليت‌ها ، توجه به رشد همه ‌جانبه و پرورش تمام ابعاد شخصيت دانش‌آموزان مد نظر مي باشد.

- در‌طراحي اين‌گونه فعاليت‌ها ، توجه‌به ويژگي‌هاي محلي و منطقه‌اي و امكانات مدرسه و نياز ‌هاي دانش‌آموزان موردانتظار است.

- در‌طراحي اين‌گونه فعاليت‌ها لازم است اصل توجه به تفاوت‌هاي فردي نيز مد‌نظر قرار‌گيرد.

- جذابيت و تفكر بر انگيز بودن اين فعاليت‌ها مورد انتظار است.


سياست‌هاي حاكم بر تهيه‌ي فعاليت هاي مكمل وفوق:

  1. كاهش تمركز
  2. تقويت نقش دانش‌آموز در‌برنامه‌ريزي‌واجرا.
  3. افزايش‌مشاركت معلمان
  4. تلفيق دو مقوله‌ي آموزش‌وپرورش.
  1. تقويت‌نقش‌والدين‌ودانش‌آوزان.


توجه‌به نياز بومي‌ومحلي:

نظام برنامه‌‌ريزي‌متمركز‌ملي كشور‌ما عمدتاً تاكيد بر وجه اشتراك‌در هدف‌ها ، نياز‌هاوفرهنگ‌ها واستعدادها‌ي ‌عمومي‌است‌وبه تبع آن از نيازهاي محلي‌وبومي ، اهداف نو‌پديد بين‌المللي، تفاوت هاي فردي فراگيران غفلت ورزيده است. سرزمين پهناور ما كه از تنوع اقليمي ، زباني، اجتماعي ،اقتصادي و‌فرهنگي برخوردار است نيازمند اين توجه و امعان نظر خاصي در اين زمينه است.

روش‌هاي پيشنهادي در

  • روش‌پژوژه
  • روش بحث گروهي
  • روش ايفاي نقش
  • روش حل مسئله
  • روش پرس‌وجو
  • روش‌گردش علمي
  • روش مشاركتي وهمياري

پس‌فعاليت هاي مكمل وفوق‌به مجموعه‌اي از تجارب ، فعاليت‌ها و فرصت‌هايي اطلاق مي شود كه در درون كلاس درس يا خارج كلاس و مدرسه طراحي مي‌شوند و‌به دگرگون ساختن محيط آموزشي وتبديل آن به محيطي پرنشاط وپويا مي‌انجامد.


منابع:

*راهنماي طراحي و اجرا ي فعاليت هاي مكمل وفوق برنامه در دوره‌ي ابتدايي - دفتر آموزش‌وپرورش پيش دبستاني وابتدايي

**چكيده مقالات همايش تبين جايگاه فعاليت هاي مكمل وفوق- دفتر آموزش‌وپرورش پيش دبستاني وابتدايي با همكاري سازمان آموزش وپرورش استان كرمان.


تهيه و تدوين :

افشين لهوني : سرگروه آموزشي پايه دوم دبستان

شهرستان‌ مريوان زمستان 85


شنبه، اردیبهشت ۰۵، ۱۳۸۸

کلاس های چند پایه

با اندكي مطالعه در تاريخ تعليم و تربيت مي توان دريافت كه سابقه‌ي كلاس‌هاي چندپايه به آغاز تعليم و تربيت گروهي منتهي مي شود . و با درنظر گرفتن بافت جمعيتي روستاها در آينده نيز وجود خواهد داشت زيرا علاوه بر آن كه مسأله‌ي غيره اقتصادي بودن كلاس‌هاي كم تعداد را حل مي كند به تكميل پايه‌هاي تحصيلي نيز كمك مي نمايد . پراكندگي روستاها ، عوامل خاص جغرافيايي ، رشد منفي جمعيت به صورت كلي و كمبود تعداد دانش آموزان واجب‌التعليم در بعضي از روستاها ، استفاده از وجود اطفال لازم التعليم در امور كشاورزي در ساير امور معاش خانواده‌هاي روستايي ، كمبود يا نامناسب‌ بودن راه‌هاي ارتباطي بين روستاها و شهرها ، عدم موافقت بيشتر خانواده‌هاي روستايي به تحصيل دختران و .... از جمله مسايلي است كه وجود اين كلاس‌ها را الزامي مي سازد .

پس شايسته است نوع نگاه ما به اين كلاس ها و ضرورت وجودشان تغيير نمايد و به عنوان يك «فرصت آموزشي» و نه يك « بحران» كلاس هاي چند پايه را مورد توجه قرار بدهيم . مي توان گفت كه اين كلاس ها مثال زدن چندنشان با يك تير است چون مدير آموزگاري كه در يك كلاس چند پايه تدريس‌مي‌كند در واقع در طول يك سال ، تجربه‌ي شش سال آموزش را به دست مي آورد. پس بايد تدريس در اين كلاس‌ها را غنيمت بدانيم و به عنوان يك فرصت خوب به آن بنگريم .

تأثير مستقيم محيط رواني كلاس بر روي يادگيري دانش‌آموزان به عنوان يك عامل مهم داراي پشتوانه‌ي تجربه‌‌ي‌زيادي است . والبرگ محيط رواني كلاس را به عنوان جو يا فضاي كلاس توصيف مي كند . كه بالقوه همانند يك گروه اجتماعي بر آنچه كه دانش آموزان ياد مي گيرند ، تأثير مي‌گذارد . والبرگ حتي بيان مي كند كه تأثير محيط رواني كلاس بر يادگيري نتايج شناختي ، عاطفي و رفتاري تقريباً 30 درصد مي رسد . تأثير اين عامل در يادگيري نتايج مذكور از تأثير عوامل‌ديگر مانند رفتار ورودي و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان بيشتر است .


سه عنصر محيط رواني كه مربوط به يادگيري
دانش آموزان است عبارتند‌ از : عاطفه ، وظيفه و سازماندهي . مدير آموزگاران اثربخش با تركيب اين سه عنصر قادر به ايجاد و آفرينش كلاس‌هاي خواهند بود ، كه در نظر دانش آموزان وجهه‌اي جذاب ، وظيفه‌مدار و كاملاً سازمان يافته دارد . كلاس‌هاي جذاب ، كلاس‌هايي هستند كه در آن دانش آموزان متوجه گونه‌اي احترام متقابل ميان خود و معلم مي شوند ، روابطي مثبت و منفي بر همكاري و مشاركت ميان دانش‌آموزان حاكم است و در نهايت درچنين كلاس هايي ، آن‌ها از رضايت و خرسندي بيشتري بهره‌مند مي شوند.

به هرحال توانايي صفت خوبي است ، و يك الگو يا تركيبي از الگوها كه بتواند توانايي را افزايش دهد بر هر چيزي كه شاگرد براي ساليان متوالي در پيش دارد اثر خواهد گذاشت و يادگيري در خلال اين سال‌ها را افزايش خواهد داد . حتي ساده‌ترين شيوه‌هاي متداول يادگيري توأم با تشريك مساعي ، از اندازه اثر نسبتاً‌ متعادلي برخوردار است .

اما برنامه هاي بهبود آموزش مبتني بر روش‌ها و الگوهاي بسيار خوب تدريس موجب افزايش سرعت پيشرفت كودكان در كلاس‌هاي چندپايه مي شود و تدريس خوب مبتني بر اين روش‌ها و الگوهاي مناسب باعث برطرف شدن بخش عظيمي از مشكلات كلاس‌هاي چندپايه خواهد شد و اين كلاس‌ها را براي معلم و دانش آموز لذت بخش مي سازد .

يكي از موضوع‌هاي كليدي كنفرانس جهاني آموزش براي همه، تلاش براي يافتن روش‌هاي يادگيري نوين و سازگار‌تر با نيازهاي دانش آموزان بود .هيچ راه‌حل آماده‌اي براي پيشرفت آموزش نمي توان يافت . هر كشور و اجتماعي بايد روش‌هاي آموزش خاص خود را بيابد و از تجربه‌هاي سايرين براي مقابله با مشكلات خويش بهره جويد .

تهيه وتدوين:

افشين لهوني شهرستان مريوان ‌

زمستان 86


منابع:

* حاج اسحاق ، سهيلا . فرايندياددهي يادگيري در كلاسهاي چند پايه .

* فعاليتهاي كلاس . دفتر همكاريهاي علمي بين‌المللي .

* آندرسون ، دبليو لوين . افزايش اثربخشي معلمان در فرايند تدريس .


چهارشنبه، اردیبهشت ۰۲، ۱۳۸۸

یک معلم اثر بخش کیست؟

معلماني اثر بخش هستند كه دستيابي به اهداف خاصي رادرنظرمي گيرند، خواه اين اهداف توسط خود آنان ويا ديگران تهيه وتدوين شده باشند، در نتيجه آنان كه به دنبال بررسي موارد افزايش اثر بخشي معلمان هستندبايداهداف مورد نظر معلمان را با دقت بشناسند،صرف نظر از اينكه چنين اهدافي توسط معلمان يا ديگران تدوين شده باشد.

نتيجه ي منطقي اين امر آن است كه معلمان اثر بخش بايد دانش و مهارتهاي مورد نياز جهت دستيابي به اهداف مورد نظر راداشته باشند ونيز بايدبتوانند آنها را در زمان مناسب به شيوه ي مطلوب و مورد انتظار به كار گيرند .


 

معلمان در مقام برنامه ريز وطراح آموزشي، در چند گروه قرار ميگيرند و با شناخت ويژگيهاي خاص حرفه اي يا غير حرفه اي بودن آنان مشخص مي شود .

1- معلمان حافظه گرا (غير حرفه اي)

  • فراگيران را آدمهاي ماشيني فرض مي كنند و مي كوشند مغز آنها را مانند يك مخزن پر كنند.
  • به كاربرد آموخته ها اهميت نمي دهند.
  • به تفكر دانش آموزان توجه ندارند ومطالب را به صورت كليشه اي ياد مي دهند.
  • اطلاعات گسترده اي در اختيار دانش آموزان قرار مي دهند ، ولي عمق مفاهيم بسيار كم است .
  • ذهن انسان را مانند عضله اي فرض مي كنندكه هر چه تمرين وتكرار كند قويتر مي شود.
  • به هر دانش آموزي كه بتواند فقط حفظ كند، اهميت بيشتري مي دهند.
  • از روشهاي تدريس سنتي و يكسويه وغير فعال بهره مي گيرند.
  • ارزشيابي از نوع ملاكي را به كار مي بندندو به صورت كليشه اي از آن استفاده مي كنند.


 

- معلمان معلم مدار (غير حرفه اي)

  • خود را تنها فرمانده ي كلاس مي دانند .
  • در مورد اطلاعات و اقدامات خويش تعصب دارند.
  • دوست دارند همه چيز از زبان آنها گفته شود ودانش آموزان منفعل و شنونده باشند .
  • در كلاس آنان تدريس به صورت غير اكتشافي انجام مي شود .
  • تدريس مي كنند ودانش آموزان درس را ياد مي گيرند بنابر اين فرايند دو سويه ي ياددهي- ياد گيري در كلاس آنان اتفاق نمي افتد .
  • فقط به خود اهميت مي دهند وفقط ياد كردن ها را عرضه مي دارند .


     

3- معلمان عمل گرا (حرفه اي)

  • به فرايند كار اهميت مي دهند وبه آن توجه دارند.
  • فرا گيران را افرادي خلاق وصاحب فكر مي دانند.
  • براي كار كردهاي ذهني وعملي ارزش قايلند.
  • انسان را بالقوه داراي تواناييهاي بسيار مي دانند كه هر زمان، امكان بروز آن وجود دارد.
  • براي بروز خلاقيت ونو آوري آموزش مي دهند.
  • به تجزيه وتحليل مفاهيم مي پردازند.
  • به دنبال مغزهاي نوجو مي گردند.
  • براي كيفيت اعمال ارزش قايلندنه براي كميت آنها.


     

4- معلمان شاگرد مدار(حرفه اي)

  • شيفته وعاشق خود جوشي فرا گيرانند.
  • راهنما وتسهيل كننده ي آموزشند.
  • از كليه ي امكانات ووسايل براي آسانتر كردن ياد گيري كمك مي گيرند.
  • به استعدادها وعلايق دانش آموزان توجه دارند.
  • به جويندگي و پويندگي دانش آموزان توجه دارند.
  • از روشهاي اكتشافي و فعال براي تدريس بهره مي گيرند.

معلمان بعضاً به تجديد نظر در شيوه هاي آموزشي التفات ندارند.

علتها:

  • آگاهي نداشتن از تغيير لازم.
  • نبود دانسته ها و مهارتهاي كافي.
  • بي اعتقادي به نتيجه ي تغيير لازم روش‌آموزشي.


 

الف- آگاهي نداشتن از تغيير لازم.

بعضي از معلمان تغيير روش آموزشي را لازم نمي دانندآنها باور دارند كه وظيفه ي خودرابه خوبي انجام داده اند و يا لااقل آنچه را مي توانندعمل مي كنند اينان ضرورت تغيير روش را در جنبه هايي از كاركرد تدريس خود نمي پذيرند.

ب- فقدان دانش و مهارت كافي:

براي ايجاد تغيير، اينكه فقط نياز به تغيير را بشناسيم در خيلي از موارد مارا به مقصد نمي رساند. به پيشرفت آموزش به دانسته ها ومهارتهاي معلم بستگي دارد، معلمان مي توانند مهارتهاي خود را از منابع زير به دست آورند:

  • دوره ي كارآموزي قبل از خدمت
  • كتاب راهنما ودستورالعملها
  • دوره ي كار آموزي ضمن خدمت

ج- بي اعتمادي به تغيير روش آموزشي:

بعضي از معلمان بر اين باورند كه تاثيرشان در زندگي دانش آموزان اندك است آنها نمي توانند در تدريس خودموفق باشند، بنابراين مقاومت اين معلمان در برابر هر گونه تغيير تعجبي ندارد .


 


 

منابع: ــــــــــــــــــ


 

  1. آموزش راههاي ياد گيري- سازمان آ-پ مازندران


 

  1. افزايش اثر بخشي معلمان در فرايند تدريس نورين دبليو اندرسون

شنبه، بهمن ۱۹، ۱۳۸۷

الگوی نە مرحلە ای گانیە

الگوي تدريس :

چهار چوب نظري براي هماهنگ ساختن عناصر تدريس (هدف‌هاي كلي ، جزئي ، رفتاري ، محتوا ، روش ، ارزشيابي) كه در آن معلم به بررسي و كاوشگري در رابطه با مواد زير مي‌پردازد.

الف ) تأثير تدريس بر دانش و تجربه‌ي خود

ب) ايجاد الگوهاي جديد حاصل از كاوش در آموزش‌هاي عملي

ج) اجراي الگوي جديد

د) آزمون

هـ ) بازخورد و افزايش دانش و مهارت‌هاي دانش آموزان.

الگوي نُه مرحله‌اي گانيه :

گانيه بر فعاليت فرد يادگيرنده كه منتج به يادگيري مي‌شود تأكيد دارد. وظيفه مربي فراهم آوردن شرايط مناسب براي افزايش احتمال كسب عملكرد خاصي توسط شاگردان است. تمرين تا آن حد كه شاگرد بتواند پيوندهاي لازم را ياد بگيرد لازم است .

ولي اين شاگرد است كه بايد پيوندها را حتي درهنگامي كه آن‌ها را مورد توجه او قرار مي‌دهند به وجود آورد. مربي مي‌تواند فعاليت‌هاي خود را جانشين فعاليت‌هاي شاگردان نمايد. گانيه تأكيد مي‌كند كه ما مي‌توانيم يادگيري را كنترل كنيم ولي تنها مي‌توانيم احتمال وقوع انواع معين از رفتارها را افزايش دهيم، ما مي‌توانيم محركات بسيار نزديك با ديگر محركات را ارائه دهيم و از شاگردان بخواهيم عمل كنند. ولي اين فراگير است كه بين كلام نوشته شده‌و بيان گرديده پيوند برقرار مي‌سازد.

در يادگيري به طريقه‌ي گانيه ابتدا اهداف آموزش مشخص مي‌شود بعد بر اساس هدف كلي هدف‌هاي ساده‌تر را مطرح مي‌كند. به معلم اجازه‌ مي‌دهد از ساده به مشكل كار خود را آغاز كند. و از نظر گانيه‌بالاترين سطح يادگيري حل مسئله است.

مراحل ارائه درس بر اساس الگوي نُه‌مرحله‌اي‌گانيه :

گام اوّل پاسخ خاص : در اين مرحله معلم با در اختيار قراردادن مواد آموزش مرتبط با موضوع درس كه مي‌تواند عكس يا تصوير ،‌پازل ، وسايل و ابزار يا حتي نوشته و نام اشياء يا خود اشياء واقعي و باشد. نظر دانش آموزان به موضوع جلب مي‌نمايد و از آن‌ها مي‌خواهد به صورت گروهي به تفحص در مورد وسايل و مطالب داده به صورت گروهي به تفحص در مورد وسايل و مطالب داده شده بپردازند.

در واقع اين مرحله به عنوان ايجاد انگيزه براي شروع درس و آگاهي از اطلاعات قبلي دانش آموزان براي ارائه موضوع جديدي مي‌باشد.

گام دوّم زنجيره كردن : در اين مرحله معلم با توجه به توضيحاتي كه از گروه‌ها در مرحله‌ي قبل گرفته است از آن‌ها مي خواهد تا مواد آموزشي در اختيار را با توجه به مفاهيم آن در طبقه بندي مناسب قرار دهد.

گام سوم تكوين مفهوم : در اين مرحله نيز با توجه به گروه بندي كه در مرحله‌ي قبل بر روي مواد آموزشي انجام شده است گروه‌ها با هدايت معلم سعي مي‌كنند تا عنوان مناسب براي هر دسته از مفاهيم را بيان نمايند.

گام چهارم ژرف نگري به مفهوم : دراين مرحله علت اين كه موضوع خاصي را در گروه خاص قرار داده‌اند را سوال مي‌كنيم و نمود‌هاي عمده‌ي هر نمونه را جويا مي‌شويم در واقع در اين مرحله بر خلاف مراحل قبل كه بيشتر بر جامعيت موضوع و صرفا به اطلاعات قبلي دانش آموزان وابسته بود به ژرف نگري در مورد موضوع مي‌پردازد.

گام پنجم- زنجيره‌اي كردن نمودها : اين مرحله ادامه ژرف نگري موضع در مرحله‌ي قبل است با اين تفاوت كه در مرحله‌ي قبل علت تعلق مورد خاصي

به مفهوم و گروه مد نظر بود ولي در اين مرحله علت تعلق مواد مشابه ، به مفهوم و گروه را بررسي مي‌كنيم. بعد از به دست آوردن علت اين تعلق به فهرست كردن آن مي‌پردازيم .

گام ششم ايجاد و كاربرد قاعده : اين مرحله نيز ادامه‌ي دو مرحله‌ي قبلي مي‌باشد به ژرف نگري مفهوم توجه دارد يعني سعي مي‌كند با تجزيه و تحليل موراد مشابه در گروه و تركيب آن ، يادگيري مفهوم را عميق‌تر و بهتر نمايد در اين مرحله در پي يافتن تعريف مناسب براي تركيب نمودهاي مشترك هر مفهوم بر مي‌آييم.

گاه هفتم استفاده از فرضيه و قاعده : در اين مرحله دانش آموز با استفاده از قاعده وتعريفي كه در مرحله‌ي قبل به دست آورده به فرضيه‌ سازي مي‌پردازد كه آيا موضوعات جديدي كه مد نظر است به آن مفهوم و قاعده‌ي مطرح شده در مرحله‌‌ي قبل تعلق دارد يا نه ؟ در واقع دانش آموز به قضاوت و مقايسه‌ي فرضيه‌‌ي جديد با واقعيت مفهوم مي‌پردازد.

گام هشتم حل مسئله : در اين مرحله فرضيه‌اي كه در ذهن دانش آموزان به عنوان مسئله ايجاد شده است

بايد مورد آزمايش و بررسي قرار گيرد تا صحت و سقم آن مشخص شود.اگر صحت آن مشخص شد باعث ايجاد يك قانون و مفهوم پايدار خواهد شد.

گام نهم تأييد : در اين مرحله كه بعد از فرضيه سازي و حل مسئله قرار دارد. چگونگي كابرد قاعده و تعريف براي تأييد تعلق مورد جديد به آن مستدل مي‌گردد ، در واقع اين مرحله به معني جمع بندي تمامي مراحل قبل مي‌باشد كه در پايان با تأييد معلم و خود دانش آموزان به تجربه در مي‌آيد.

منابع:

*آموزش راه‌هاي يادگيري سهيلا حاجي اسحاق

** بهرنگي ، محمد رضا الگوي تدريس 2004 نشر كمال تربيت 1384

*** اصول طراحي الگوهاي تدريس با تأييد بر مباني علمي و تجربي انتشارات باغ رضوان 138